‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنوشت افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنوشت افغانستان. نمایش همه پست‌ها
4

تقلب در انتخابات افغانستان

Posted by زولانه on ۲۰:۲۰ in
بله اين بار هم محصولات ايراني رو سفيد گشتند.
رنگهايي كه از آلمان خريداري گشته بودند بسادگي توسط محصولات سفيد كننده ايراني پاك ميگشتند
Bookmark and Share

|
0

انتخابات 29 اسد

Posted by زولانه on ۱۲:۳۸ in
با سلام
انتخابات افغانستان ديروز 29 اسد در حالي برگزار گرديد كه باشندگان ساير نقاط جهان از امكان شركت در راي دهي محروم بودند و تنها باشندگان داخل در راي گيري شركت داشتند.علارغم تحديدات طالبان انتخابات با آرامش نسبي و با حضور گسترده نيروهاي امنيتي در حالي برگزار شد كه در ساعات اوليه انتخابات چندين انفجار كور در كابل صورت گرفت كه به كسي آسيب نرسيد.
در يكي از اين حوادث كه بمبي داخل سطل زباله در منطقه شاه شهيد كابل جاسازي شده بود نيروهاي امنيتي خبرنگاران و حلقه هاي فيلم آنان را توقيف نمود كه بسرعت رفع گرديد.
انتخابات در 10 ولسوالي كه غالبا در جنوب و جنوب غرب افغانستان موقعيت داشتند بدليل آنچه نگرانيهاي امنيتي بود برگزار نگرديد.
حضور مردم چشم گير گزارش شد اما اين كه آيا نتيجه انتخابات مورد قبول طيف زورمند فعلي در صورت شكست قرار خواهد گرفت كمي نگرانيها را افزايش داده است.
نگرانيهاي عمده هم همين است چرا كه افغانستان با نداشتن ارگانهاي نظارتي موثر اين شبهه را ايجاد خواهد كرد كه در صورت شكست طيف حاكم غارت اموال عمومي تا قبل از تحويل دولت بشدت افزايش خواهد يافت.
براي پيروزي در انتخابات رئيس جمهور بايد 50 +1 درصد آرا را كسب نمايد كه گمان نميرود هيچ يك از كانديدا ها بتوانند حائز اكثريت آرا باشند و احتمال بسيار انتخابات بدور دوم كشيده خواهد شد. اين كه چه كساني شانس رسيدن به دور دوم را دارند كارشناسان از كرزي ، عبدالله ، احمدزي و بشر دوست ياد ميكنند.


Bookmark and Share


|
1

باز هم انتحار از نوع طالباني

Posted by زولانه on ۱:۳۵ in ,
انفجار بمبي در نزديكي مقر اصلي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي-ناتو- تنها پنج روز پيش از انجام انتخابات رياست‌جمهوري در كابل به كشته‌‌شدن هفت نفر و زخمي شدن 91 نفر ديگر منجر شد. اين بزرگ‌ترين حمله تروريستي در كابل طي شش ماه اخير به شمار مي‌رود. وزارت دفاع افغانستان در بيانيه‌اي اعلام كرده است که اين حادثه ناشي از انفجار يک خودروي بمبگذاري شده در مقابل در ورودي نيروهاي بين‌المللي ياري امنيتي (‌آيساف) تحت فرمان ناتو بوده است. در اين بيانيه آمده است که بمبگذار افراد غيرنظامي را هدف قرار داد و سه نفر را کشته ۷۰ نفر ديگر را زخمي کرده است. وزارت دفاع همچنين گفته است که احتمال افزايش آمار تلفات اين انفجار وجود دارد. محل انفجار يکي از محلات به شدت کنترل شده است و به طور دائمي تحت نظارت ماموران امنيتي قرار دارد. علاوه بر مرکز فرماندهي ناتو، وزارت حمل نقل، تلويزيون ملي و سفارت ايتاليا هم در نزديکي محل انفجار قرار دارند. سفارت آمريکا هم در همين خيابان است، ولي تنها شمار معدود خودروهايي که مجوز تردد از مقابل اين سفارت را دارند مي‌توانند از آنجا عبور كنند .
اين انفجار درحالي به وقوع پيوست که راننده خودرو بمب گذاري شده توانسته بود از محل هاي مختلف ايست بازرسي عبور کند و خود را در مقابل در ورودي نيروهاي بين المللي کمک کننده به امنيت افغانستان (ايساف) منفجر نمايد.
همچنين اين حادثه در حالي رخ داد که يک دستگاه بالون هوايي که به دوربين هاي مختلف تصوير برداري و عکاسي مجهز است هفته گذشته براي افزايش ضريب امنيتي در منطقه "بالاحصار" کابل نصب شده و گفته مي شود، محل کنترل بالون در ستاد مرکزي نيروهاي ايساف قرار دارد.

گروه طالبان مسووليت اين انفجار را به دوش گرفته و ذبيح الله مجاهد سخنگوي اين گروه گفته است که فرد بمبگذار يک افغان ساکن منطقه بگرامي کابل بوده است. به گفته اين سخنگوي طالبان، بمبگذار انتحاري از يک خودرو که حدود ۵۰۰ کيلوگرم مواد منفجره در آن جاسازي شده بود، استفاده کرد. لحظاتي پس از انفجار با آنکه پليس، محلات نزديک به انفجار را به محاصره درآورد، دهها خبرنگار داخلي و خارجي که براي پوشش اخبار انتخابات به کابل سفر کرده‌اند به محل حادثه رسيدند.


|
0

اعتراضات به قانون احوال شخصیه شیعیان

Posted by زولانه on ۲۳:۳۸ in
از همان ابتدای امر این قانون مخالفان داخلی و خارجی بسیاری داشت که این اعتراضات در کابل به خشونت کشیده شد منتها موج این اعتراضات هنوز از سوی شیعیان افغانستان در جای جای جهان هنوز برقرار است.

تصاویر زیر نمونه ای از این تظاهرات در شهرهای اروپایی و استرالیا را نشان میدهد.

بعضی از تصاویر به دلیل حجم بالا برای کسانی که بصورت دایال آپ اتصال دارند ممکن است به کندی نمایش یابد.







براي ديدن تصاوير در اندازه حقيقي بر روي تصوير كليك نمائييد



اين تصاوير از سايت يا وبلاگ يك هموطن برداشته شده كه متاسفانه لينك آن فراموش گرديده ضمن پوزش از اين هموطن اگر اين تصاوير را ملاحظه نمودند خواهشمندم لينك خود را ذكر بفرمايند

|
0

جنايت ضد بشري توسط عمال اماراتي

Posted by زولانه on ۲۳:۳۷ in
چينل abc آمريكا روز جهارشنبه 22 آوريل فيلمي ويدئويي پخش نمود كه از يك بازگان اماراتي بدستش رسيده بود.
در اين فيلم شيخ عيسي بن زايد آل نهيان برادر وليعهد امارات فردي را مورد شكنجه قرار ميدهد.
او ابتدا دست و پاي فرد را بسته و سپس ماسه هاي بياباني را در حلق قرباني فرو ميكند و آنگاه او را با تخته چوبي ميزند بيضه هاي اين شخص سپس با باتوم الكتريكي مورد حمله قرار ميگيرد و آنگاه با ريختن مواد قابل اشتعال بر روي باسن ، مقعد و آلت تناسلي بيچاره آن را به آتش ميكشد و سر آخر با موتر خود از روي پاهاي بيچاره گذر ميكند.




سالهاست اين كشور به ظاهر در حال توسعه معدن انواع و اقسام توهين و بي حرمتي به اقوام و مليتهاي گوناگون گشته است.
همين چندي قبل كابل بانك به دليل سرمايه گذاري پس اندازهاي مردم افغانستان در بخش مسكن امارات و خصوصا دبي دچار زيان بسيار گشت.
اما اين فيلم براي اولين بار چهره زشت سردمداران اين رژيم را به جهانيان افشا نمود.
اما آيا جامعه جهاني واكنشي در خور در قبال اين واقعه از خود به نمايش خواد گذاشت؟

احتمالش كم است؟

"روزنامه اعتماد اين واقعه را اين گونه شرح داده است"

شايد مهم ترين نکته يي که در ابتداي اين گزارش لازم باشد به آن اشاره شود اين است که خواندن اين نوشته براي کساني که دچار ضعف اعصاب هستند چندان مفيد نيست. موضوع مربوط به يک نوار ويدئويي از شکنجه يک تاجر افغاني است که شش سال پيش فيلمبرداري شده و طي آن شيخ عيسي بن زايد آل نهيان برادر رئيس جمهور امارات و نيز برادر حاکم ابوظبي شيخ خليفه بن زايد آل نهيان به نحو وحشيانه و ديوانه واري اسير خود را شکنجه مي دهد و ضجه هاي مرد افغان فقط اشتياق هيستريک شيخ عيسي را براي بيشتر شکنجه دادن تحريک مي کند. اين نوار 45 دقيقه يي که خلاصه شده از يک نوار دوساعته است هفته گذشته از سوي شبکه تلويزيوني ABC در پربيننده ترين ساعت خبري پخش شد. پخش نوار بي درنگ جنجالي گسترده را براي وزارت خارجه و سناي امريکا پديد آورد که به زودي قصد داشتند يک قرارداد استراتژيک اتمي با اميرنشين امارات به امضا برسانند. هيلاري کلينتون اندکي پيش اسناد اوليه اين قرارداد را که دولت بوش در آخرين روزهاي کاري اش به امضا رسانده بود، تاييد کرد و به سنا فرستاد. سناي امريکا موضوع تصويب قرارداد را متوقف کرد و خواستار تشکيل کميته يي براي استماع گزارش هاي کارشناسي پيرامون نوار انجام شکنجه از سوي شيخ عيسي شد. در صورتي که باراک اوباما و هيلاري کلينتون اعتراض سازمان هاي حقوق بشر و نمايندگان جمهوريخواه مخالف دولت در سنا را ناديده بگيرند و فضاحت اين سند مکتوب را در تدوين سياست خارجي خود در ارتباط با امارات متحده عربي نديد بگيرند دچار بحراني اخلاقي شده اند که هزينه هاي گرانباري را بر کاخ سفيد تحميل خواهد کرد. اوباما در تدوين و تبيين سياست خارجي خود همواره بر انساني بودن، عادلانه بودن و شفاف بودن روابط ايالات متحده امريکا با کشورهاي طرف قرارداد با امريکا تاکيد کرده بود. حال پرونده شيخ عيسي و نقض صريح، آشکار و مستند حقوق بشر در اميرنشين امارات متحده عربي تبديل به معياري شده است که راستي آزمايي سياست خارجي امريکا را به لحاظ انساني بودن و شفاف بودن مورد بازبيني قرار مي دهد.در سال 2005 يک تاجر لبناني تبار مقيم امريکا به نام بسام نابلسي پرونده شکايتي را عليه شيخ عيسي برادر امير امارات و شريک تجاري سابق خود در هوستون تگزاس گشوده و با استخدام يک وکيل مجرب خواستار پيگيري طلب 80 ميليون دلاري اش از برادر امير امارات شده بود. او براي اثبات ادعاهاي خود يک نوار ويدئويي را به دادگاه و به شبکه هاي خبري ارائه داده و خواستار پيگرد قانوني شيخ عيسي شده است. بسام نابلسي در گفت وگويي با رسانه ها گفته است در سال 1994 با شيخ عيسي بن زايد آل نهيان آشنا شده که براي امور درماني به تگزاس سفر کرده بود. آنها براي فعاليت هاي تجاري به توافق مي رسند و روابط گرمي بين شان آغاز مي شود تا آنجا که شيخ عيسي حتي طي اقامت در تگزاس از ليموزين نابلسي استفاده مي کرده است. پس از اندکي بسام نابلسي با خانواده خود راهي امارات شده و کار با شيخ عيسي را آغاز کرد اما اندکي بعد متوجه رفتارهاي هيستريک او مي شود. نابلسي مي گويد پس از مرگ شيخ زايد بن سلطان آل نهيان پدر شيخ عيسي که به شدت اعمال پسرش را تحت کنترل داشت، رفتار او بسيار خشن و غيرقابل پيش بيني شده بود و همين عامل روابط تجاري آنها را نيز تحت تاثير قرار مي داد. روابط آنها با اين حال در حدي بود که شيخ عيسي در جريان شکنجه يکي از بدهکارانش از کشور افغانستان به نام محمد شاهپور يک هندي کم را به دست افراوي برادر نابلسي مي دهد و از او مي خواهد با دقت از جريان شکنجه فيلمبرداري کند. مرد افغاني در محکمه خصوصي شيخ عيسي متهم بوده حداقل 5 هزار دلار در معامله غلات سر شيخ کلاه گذاشته است و محموله يي را که به اصطبل سلطنتي فروخته بود ديرتر تحويل داده است.

نوار شکنجه اين تاجر افغان براي حدود سه ماه در اختيار بسام نابلسي بوده است. ظاهراً شيخ عيسي عادت داشته کساني را که با او اختلاف داشتند شکنجه بدهد و همواره به دستور او از جزييات شکنجه فيلمبرداري مي شده تا وي سر فرصت و با فراغ بال صحنه هاي شکنجه را ببيند. چند سال پس از اينکه روابط تجاري دو طرف به هم خورد، نوار ويدئويي از طريق همان فيلمبردار يا برادر تاجر لبناني به امريکا فرستاده مي شود تا براي روز مبادا از آن بهره ببرند. در حال حاضر دادگاه ايالتي هوستون تگزاس اموال شيخ عيسي را در اين ايالت توقيف کرده و وکيل نابلسي در تلاش است با نقد کردن اموال شيخ طلب هاي خود را زنده کند.

شکنجه هاي ساديستي

ابتداي اين نوار ويدئويي مردي را نشان مي دهد که چند گلوله به دور و بر او شليک مي شود و به شدت از سوي دو نفر که يکي از آنها پليس است کتک زده مي شود. مرد روي شن خوابانده شده و به نحو وحشيانه يي شن و ماسه را به درون حلق و چشمانش فرو مي کنند. ظاهراً قصد دارند مرد را به اعتراف وادارند و به اين باور برسانند که مي خواهيم تو را بکشيم. وقتي مرد افغان ضجه مي کشد شيخ عيسي از فيلمبردار مي خواهد برو نزديک تر، برو نزديک تر. بعد از مدتي شيخ عيسي با يک باتوم الکتريکي وارد مي شود و چندين ضربه به بيضه مرد افغان وارد مي کند و در حالي که مرد بيچاره از درد به خود مي پيچد. شيخ عيسي با چوبي که در سر آن يک سيخ U شکل نصب شده بدن مرد را مضروب مي کند. اندکي بعد شلوار مرد را درمي آورد و سيخ را در ران و کپل او فرو مي کند. سپس او مايعي را لاي پاي مرد مي ريزد و با فندک خود قسمت مياني بدن مرد را شعله ور مي کند. در حالي که مرد افغان از درد به خود مي پيچد و التماس مي کند شيخ عيسي فرياد مي زند هرگز هرگز. ناگهان شيخ عيسي به دو مردي که شکنجه را هدايت مي کنند مي گويد نمک کجاست، نمک کجاست. آنها نمک مي آورند و شيخ عيسي از نزديک نمک را روي بدن خونين و نيم سوخته مرد بيچاره مي پاشد. در حالي که ضجه هاي مرد افغان هر لحظه بيشتر مي شود در پايان فيلم او را روي شن ها مي خوابانند و شيخ عيسي با اتومبيل بنز SUV خود از روي ران او رد مي شود. شنيع ترين بخش نوار شکنجه آنجاست که صداي شکستن استخوان هاي ران آن مرد به وضوح شنيده مي شود ولي کسي به او رحم نمي کند. بر اساس اطلاعات به دست آمده اين مرد پس از چند ماه درمان در بيمارستان زنده ماند و در نهايت در ازاي پرداخت 5 هزار دلار به شيخ عيسي طرفين اختلاف خود را فيصله مي دهند و تعهد مي کنند از هم شکايت نکنند.

ماجراي نوار قبل از لو رفتن در شبکه ABC

وقتي روابط تجاري نابلسي با شيخ عيسي بن زايد آل نهيان برادر وليعهد امير امارات به هم خورد پليس امارات به اتهام قاچاق مواد مخدر بسام نابلسي را که تبعه امريکاست دستگير کرد و براي چند ماه در زندان نگه داشت. وي در گفت وگو با شبکه ABC مي گويد؛ بارها تهديد به تجاوز شدم. هر روز از زواياي لخت بدن من عکس مي گرفتند و تهديد مي شدم به زودي همسر و فرزندانت در امارات کشته مي شوند. وقتي او حاضر نشد جاي نوار شکنجه را افشا کند شب ها بيدار نگه داشته مي شد و روزها کتک مي خورد. نابلسي مي گويد تنها عاملي که سبب شد از مرگ نجات يابد اين بود که تبعه امريکا بوده و کارمندان سفارت امريکا با اعمال نفوذ به ديدار او مي رفتند. سرانجام با پيگيري سفارت امريکا، محاکمه يي صوري تشکيل و نابلسي به داشتن داروهاي غيرمجاز بدون نسخه محکوم شد. پاسپورت نابلسي توقيف و او از امارات اخراج شد. روي پاسپورت او مهري زدند که رويش نوشته شده بود «ديگر حق بازگشت به امارات عربي متحده را ندارد». بسام نابلسي چند هفته قبل از دستگير شدن از سوي پليس امارات نزد سفير امريکا در امارات رفت و پيرامون وجود اين نوار شکنجه با سفير صحبت کرد. نابلسي به مقام هاي سفارت اجازه داد نوار را ببينند و آنها پس از ديدن آن بدون انجام هيچ اقدامي فقط به او توصيه کردند؛ «اگر جان خود را دوست داري دست زن و بچه ات را بگير و هر چه سريع تر از اينجا فرار کن.» در حال حاضر مقام هاي قبلي سفارت امريکا و امارات در معرض اتهام مماشات و ناديده گرفتن اين سند هولناک از نقض حقوق بشر در امارات هستند. از نابلسي پرسيده شده چرا موضوع شکنجه خود و وجود نوار را به مقام هاي اماراتي اطلاع ندادي. نابلسي مي گويد همه دولت در امارات با هم برادر هستند، رئيس جمهور آل نهيان است، وليعهد آل نهيان است، وزير خارجه آل نهيان است و حتي وزير کشور هم آل نهيان است.


توضيحات و فيلم در سايت Abc


اين هم سايتي در همين زمينه

http://www.uaetorture.com

اين هم لينك فيلم در يو تيوب

http://www.youtube.com/watch?v=z2W5rbF8hLU


و اگر لازم دانستيد اين هم اين فيلم با پسوند 3gp و حجم 6.12 در سرور خودم
http://kajaki.parsaspace.com/weblog/Sheik-Issa-torture.3gp


|
0

تصاويري از زلزله اخير ننگرهار

Posted by زولانه on ۲۳:۳۵ in




















|
0

سرمايه هاي افغانستان فقير به باد رفت

Posted by زولانه on ۲۳:۱۷ in

افغانستان فقير ،افغانستان ثروتمند كدام صحيح است؟
آيا افغانستان فقير است؟
بله افغانستان از هر لحاظ كه حساب نمائييد كشور فقيري است زيرا در هر زمينه از آمارهاي پيشرفت همچون درآمد سرانه و توليد ناخالص داخلي و ميزان اميد مردم به زندگي و نيز ميزان ارائه خدمات صحي به مردم و ... كشورها كه نگاه نمائييم افغانستان در پائينترين رده هاي آن قرار دارد.
آيا افغانستان ثروتمند است؟
بله افغانستان كشور ثروتمندي است ، افغانستان كشوري است با معادن بسيار غني از انواع كاني ها و سنگهاي قيمتي و بزرگترين دارنده معادن اورانيوم (با آن كه هنوز اكتشافاتي صورت نگرفته اما آمارهاي منابع بين المللي از اين حكايت دارد) در خاور ميانه و بر طبق گزارش سازمان انرژي آمريكا احتمال وجود منابع نسبتا بزرگ نفت و گاز در افغانستان وجود دارد همچنين در قرني كه بنام آب ناميده شده افغانستان كشوري است كه منابع آبي سطحي بسيار فراواني در اختيار دارد و وجود منابع آبي زير زميني كه برداشت چنداني از آن نشده اين ميزان را افزايش داده است طوري كه بيش از 8 كشور زندگي كل يا بخشي از مردم خود را مديون آب افغانستان هستند همانهايي كه بيشترين عامل تلفات انساني در افغانستانند و به نظر بنده افغانستان ثروتمند ترين كشور منطقه است كه تنها مشكل آن راه نداشتن به درياي آزاد است.
حال اين كشور ثروتمند چرا در زمره فقير ترين كشورهاي جهان است خود به مقاله ديگري احتياج دارد .
در حدود 8 سال از دوره جديد سياسي در افغانستان ميگذرد در ابتداي امر ملت خوش باور به وضعيت آينده شان بسيار خوش بين بودند و گمان مينمودند حداكثر در يك دهه وضعشان از اين رو به آن رو خواهد گشت و غير از عده قليلي ساير مردمي كه هميشه گرسنه بودند باور نموده بودند كه با روي كار آمدن دولت جديد ديگر گرسنگي نخواهند كشيد اما از اين سو در اين 8 سال كرزي و همقطارانش صاحب دولتي گشتند بدون پشتوانه مالي و بدون كدام منبع در آمدي و فاقد هر گونه زير ساخت اقتصادي جهت رشد اقتصاد كشور، دولتي كه تمام درآمدش بسته به دستان سخاوتمند دولتهاي ديگر بود دولتهايي كه با دادن هر مبلغي تقاضايي هم داشتند از ديگر سو وجود افراد سود جو و فرصت طلب در بدنه دولت عملا اين مبالغ را هم به بي راهه كشاندند و در نهايت آن نشد كه مردم مي پنداشتند.
در اين 8 سال هيچ گونه زير ساختي چه از حيث اقتصاد مردم و چه اقتصاد دولت در افغانستان عملا ايجاد نگشت هنوز دولت نتوانسته منبع در آمدي براي خود تامين نمايد و هنوز افغانستان فاقد سرك و بزرگراه بين شهري و انرژي الكتريسيته كافي جهت رشد اقتصاد خود مي باشد. اين سالها تمام وقت دولت صرف فعاليتهاي مقطعي و زود بازده شد و وجود طالبان و نامني ايجاد شده زمينه سرمايه گذاري خارجي را به ميزان بسيار زيادي كاهش داد.
گرايش دولت به سمت بازار آزاد زمينه را براي هر گونه عمل اقتصادي مساعد نمود و روز بروز بر تعداد شركتهايي كه مجوز فعاليتهاي كليدي همچون شركتهاي هواپيمايي و مخابراتي و بانكداري را كسب مينمودند افزايش مي يافت.
بايد اذعان داشت در زمينه مخابراتي و بانكداري پيشرفت افغانستان بسيار سريع بود و بروز ترين تكنولوژي و خدمات روز جهان را در اين زمينه ها در افغانستان شاهد هستيم . اما يك نكته بسيار درد آور بود و آن عدم جهت دهي مناسب از سوي دولت به اين شركتها بود بطوري كه بانكهاي خصوصي آزادند با سرمايه هاي ملت دست به هر عملي بزنند و تمام اين بانكها بخشهايي از سرمايه هاي ملي خود را جهت سرمايه گذاري در كشورهاي خارجي به مصرف رسانيدند كشوري كه خود جهت رونق اقتصادي به سرمايه گذاري عظيمي نيازمند است زمينه رشد اقتصادي كشور ديگري را فراهم نمود سرمايه گذاري عظيمي از سوي افغانان و بانكهاي خصوصي افغانستان در پاكستان و امارات و علل الخصوص در بخش مسكن امارات صورت گرفت. البته آن قسمت از سرمايه گذاري هاي داخلي هم كه انجام شد طوري نبود كه زمينه رشد اقتصادي كشور را فراهم نمايد بطور مثال سرمايه گذاري در بخش ساخت سالنهاي عروسي (در كابل حدود 100 سالن عظيم كه هر كدامشان گنجايش بيش از 1000مهمان را دارند تاسيس گرديده است كه بيشتر آن با قرضه هاي بانكي و يا مشاركت خود بانكها براي هر سالن در حدود 3 ميليون دالر به مصرف رسيده است) و واردات موترهاي لوكس خارجي به افغانستان بوده كه مسلما تاثيري در رشد اقتصادي افغانستان ندارد غير از رونق بازار كشورهاي ديگر
با مواجهه اقتصاد جهان در 6 ماهه آخر سال 2008 به ركود ، بازار مسكن امارات هم بشدت سقوط نمود و وارد بحران بسيار عظيمي گشت طوري كه قيمت مسكن تا نصف و گاهي هم بيشتر نزول داشت و اين امر زمينه متضرر شدن خريداران و سرمايه گذاران بخش مسكن امارات را موجب گشت و باعث شد مقدار عظيمي از سرمايه هاي مردمي كه توسط بانكهاي خصوصي افغانستان در اين بخش از اقتصاد امارات به كار رفته بود از بين برود.
هر چند بانكها نميتوانند ميزان خسارت خود را بيان نمايند و علل القاعده نميتوانند مردم را شريك ضرر خود قرار دهند اما مطمئنا اين ضرر بر روي عملكرد بانكها تاثيرات مخربي را خواهد داشت هر چند بدليل سهامي خاص بودن و عدم بازار بورس در افغانستان مردم نميتوانند از مسئولان بانكها بازخواست نمايند و دولت هم در اين زمينه اقدامي نميتواند انجام دهد ولي اين كه سرمايه هاي مردم افغانستان چرا و به چه دليل بجاي سرمايه گذاري در افغانستان به سوي كشورهاي خارجي سرازير ميگردد را بايد دولت و نمايندگان آنها با تصويب قوانيني مورد پيگرد قرار دهند و اجازه خروج اين سرمايه ها را ندهند اين زماني است كه كشورمان بيش از هر چيز به سرمايه گذاري در بخشهاي زير بنايي اقتصاد احتياج بسيار دارد .

|
1

هزاره يا ازبك كدام كله خامند

Posted by زولانه on ۲۳:۱۳ in , ,

ساليان سال است كه در تمام افغانستان عنوان كله خام را به برادران ازبك نسبت ميدهند تا جايي كه ژنرال دوستم در نطق خود بيان كرد كله هاي خام اينك پخته گشته.

با اين كه دادن القاب ناروا به هر انسان با هر عنواني خلاف معيارهاي انساني است اما براستي كله خام كدام نژادند ازبك يا هزاره؟

قوم هزاره قومي است شجاع و غيور و مبارز كه در طول ساليان بسيار زخمهاي عميقي برداشته است از زخمهايي كه عبد الرحمن و حبيب الله كلكاني و نادر غدار ،به گرده اين ملت نهادند تا عصر حاضر و اگر نمي بود خون هزاران جوان هزاره همين نيمچه حق را هم به ما نميدادند.

اما براستي چرا ما به اين جا رسيديم ؟

عده اي دلائل مذهبي را عامل ستيز با اين قوم بر مي شمارند . و عده اي ظهور افكار تند مذهبي و بخصوص عقائد وهابيت را عامل ميدانند اين درست اما تنها اين دلايل نيست و دليل ديگري كه در كار بوده هميشه عدم درك موقعيت و شناخت منافع قوم هزاره توسط بزرگان و خصوصا روحانيون كه نقش برجسته در جامعه هزاره داشتند هم سبب بروز اين فجايع گشته است. بگذاريد مثالي بزنم در زمان عبد الرحمن جامعه هزاره جامعه اي بود فئو دالي كه توسط خانها و ميرها اداره ميگشت و هر خان و مير مالك و صاحب اختيار رعيت خود بود و هر چه ميگفتند همان مي شد در آن زمان عبد الرحمن قصد داشت كشوري يكپارچه و دولتي مقتدر ايجاد نمايد و همين قصد او به جنگ با اكثر قوميتهاي افغانستان كه سر بر اين امر فرود نياوردند گرديد. از نبرد با ازبكان و كافرستان و هزاره تا تاجيكان و پشتونها

در آن زمان از علل درگيري سر پيچي خوانين و ميرهاي هزاره با پيشنهاد پرداخت ماليه به دولت مركزي و اطاعت از آن بود كه منجر به جنگ و شكست هزارها گرديد و عده اي متعصب كار را به جايي رسانيدند كه هزارها كافر ناميده شدند و به بردگي و كنيزي رفتند و آن فجايع اتفاق افتاد اما علت اصلي را شايد همين بتوان ذكر كرد كه عدم اطلاع خوانين از تغيير و تحولات جهاني و داخلي بود كه علم سركشي برداشتند زيرا موقعيت خودشان به خطر افتاده بود و نه مردم هزاره اگر آن زمان مردم هزاره از حكومت مركزي اطاعت مينمودند (عملي كه در آن سالها در تمام دنيا علل خصوص اروپا باب گشته بود و هم اينك نيز همين گونه است) شايد هيچ گاه آن جنايات خلق نمي گشت اما خوانين و روحانيون اطاعت از حكومت مركزي را ننگي براي جامعه هزاره قلمداد نمودند و آن گونه شد كه همه خوانده ايم و تمام مشكلات بعدي هم از همينجا نشات گرفت . قوم هزاره مردماني بي ارزش در حد برده و كنيز در اذهان جاي گرفت و نزديك به 200 سال نبردهاي پي در پي براي كسب جايگاه و اعتبار به عنوان يكي از باشندگان افغانستان صورت گرفت تا اين كه مزاري تا حدودي آن رامحقق ساخت. هر چند كه اشتباهاتي هم در كار بود كه مانع از رسيدن به جايگاه واقعيمان گشتكه ذكر آنها از حوصله اين مقاله خارج است و آن را به مقاله ديگري موكول مي كنيم.

در كل جامعه هزاره از ناحيه علما و روحانيون فاقد درك سياسي و شرايط روز جامعه ضربات سنگيني را متحمل گشته است و هم اينك نيز تاريخ بار ديگر در حال تكرار مي باشد.

بيش از يك هفته از بمباردمان مواضع حماس در شهر غزه توسط دولت اسرائييل ميگذرد. و مردم هزاره كابل به دعوت تعدادي از روحانيون و سياستمداران ديروز (شنبه 87/10/14) تظاهراتي برگزار نمودند و در آن تظاهرات شعارهاي مرگ بر اسرائييل و مرگ بر آمريكا سر داده و پرچم اين كشورها را به آتش كشيدند. اين تظاهرات علارغم مخالفت وزارت داخله و در هواي برفي كابل از داخل حياط مسجد پل خشتي آغاز شد.

باز هم عدم درك شرايط و موقعيت روز جهان و افغانستان ما را به قهقرا نزديك نموده است. و اگر اين گونه پيش برويم دير نيست كه از ناحيه تعدادي نا آشنا به امور و بعضا وابستگان به دولت ايران جامعه هزاره باز اين موقعيت خود را از دست بدهد . موقعيتي كه اگر از دست برود براي بدست آوردن آن بايد كل جامعه هزاره را قرباني نمود .

بنده هم از بابت كشته شدن مردم بي گناه غزه و آغاز اين درگيري بشدت متاسف هستم و خواهان اين هستم كه در هيچ كجاي جهان فرد بي گناهي بر اثر جنگ جانش را از دست ندهد اما كاري نميتوان كرد اگر بازي هاي سياسي را درك نمائييم مي فهميم آغاز اين نبرد اجتناب ناپذير بود و قطع آن هم امكان پذير نيست چه اين كه تمام طرفهاي ذينفع خواهان پايان اين درگيري نبوده و نيستند و اگر مي بينيم ايران اين گونه آتشي شده كه اين نبرد ختم شود بدانيد تمام بازي سياسي است و هيچ گاه ايران مايل نيست در اين حالت درگيري متوقف شود كه دلائل آن را در ادامه ذكر مينمايم.

بنده زماني كه مقاله جناب رستم پيمان را در سايت كاتب هزاره در مورد غزه خواندم بسيار تاسف خوردم كه چرا يك دانشجوي علوم سياسي اين گونه قضاوت نموده و حقايق پشت پرده را نديده است و به خود گفتم حتما سالهاي ابتدايي دانشگاه است و در سالهاي بعد خود واقف و مشرف بر امور خواهد گشت.

اما بيائييم نگاهي به اين تحولات بيندازيم از زمان پيروزي حماس در انتخابات و اختلافات آن با ابو مازن (رئيس تشكيلات خود گردان) و حزب فتح كه درگيري بين اين دو گروه مكررا به نبرد مسلحانه مبدل گشته و تعدادي از طرفين نيز كشته گشتند.

حماس را از لحاظ مادي و لجستيكي و تجهيزاتي دولتهاي ايران و سوريه حمايت مي نمايند و در جهت عكس تشكيلات خود گردان مورد حمايت مصر و اردن و عربستان و چند كشور ديگر است.

ايران از لحاظ آموزشي بر طبق گزارشات موثق مكاني را در تهران دارد بنام پادگان امام حسين كه اين مكان در جاده لشكرك تهران و بالاتر از دانشگاه امام حسين است و از لحاظ مكاني هم موقعيت كوهستاني و جنگلي و هم فضاي آزاد دارد و نيروهاي حماس و حزب الله در همين مكان آموزش مي بينند. (كساني كه قبلا از طريق آموزشهاي ايران به افغانستان اعزام گشتند اين مكان را خوب مي شناسند طوري كه يكي از اقوام كه بعدها طي نبردهاي حزبي ما بين نصر و حركت كشته شد در همين مكان آموزش ديده و با يك قبضه كلاشينكف به افغانستان اعزام گشته بود) از لحاظ لجستيكي آموزش چگونگي ساخت موشك را به نيروهاي حماس ياد داده اند تا موشكي بنام قسام توليد نمايند كه ادعا ميشد موشكي دست ساز است اما اين روزها شاهد هستيم كه برد اين موشكها تا 50 كيلومتر هم رسيده كه بنا به گفته مقامات اسرائيل موشكهاي نور ساخت ايران هستند طوري كه شهر های "اشکلون"، "آشدود"، "بر-شوا" و "نتویوت"، "افاقیم" و "یاونی" مستقيما در تیرس اين موشک ها قرار گرفته اند. و هر انسان فهيمي در مي يابد كه برد يك موشك دست ساز به 50 كيلومتر نمي رسد و در پشت اين عمل حتما پشتيباني علمي و مالي و تسليحاتي نيز وجود دارد به نظر شما حماس به تنهايي اين توانايي را دارد؟ و آيا به نظر شما موشكهايي كه حزب الله لبنان بر ضد تانكهاي ميركاواي اسرائييل استفاده نموده ساخت خودشان است (تانكهاي ميركاوا ضد آر پي جي و موشكهاي ضد تانك هستند اما در جنگ لبنان حزب الله از موشكهايي براي منهدم ساختن آنها استفاده نموده كه به حدي قوي بودند كه نه تنها آنها را منهدم مي ساخت بلكه هر تانك را به مسافت 15متر هم به سمت مخالف پرتاب مينمود(1)) .

اسرائيل سال قبل 1000 بمب از نوع GBU-39 از آمريكا خريداري نمود كه این بمب 113 کیلوگرمی ویژه منفجر ساختن پایگاه هایی است که در اعماق زمین قرار دارند، توان انفجاری این بمب برابر با بمبی 900 کیلوگرمی است، اما به مراتب ارزانتر است. اين بمب مراکز دارای دیوارهای بتونی و فلزی با ضخامتی تا 90 سانتیمتر را كاملا ویران می کند.

اولین محموله GBU-39 اواسط ماه دسامبر به اسرائیل تحویل داده شد كه در زمان انعقاد قرارداد، کارشناسان معتقدند بودند که هدف احتمالی چنین سلاحی می تواند تاسیسات هسته ای ایران باشد كه با فاش شدن جزئيات حمله به تاسيسات اتمي ايران مشخص گشت هدف اصلي هم همين بوده منتها با فاش شدن نقشه اين عمليات لغو گشت و هم اينك اسرائیل از این بمب ها برای نابود کردن پایگاه های زیرزمینی حماس استفاده می کند که دستگاه های پرتاب موشک های قسام در غزه، در آنها جاسازی شده اند.

از زمان فاش شدن نقشه حمله اسرائيل و هشدار كميسيون امنيت ملي مجلس به دولت ايران كه دولت آمريكا شايد در روزهاي پاياني رياست جمهوري بوش بخواهد ايران را مورد هدف قرار داده و حداقل تاسيسات اتمي آن را از بين ببرد دولت ايران تلاشهاي داخلي و منطقه اي خود را آغاز نمود در داخل مواضع و استحكامات خود را تقويت نمود برخورداري ايران از موشك شهاب 3 با برد 1500 كيلومتر و قابليت حمل كلاهك اتمي نيم تني كه قادر است تمام نقاط اسرائيل را هدف قرار دهد و فاش شدن آزمايش موشكي كه مراحل ساخت و انتقال آن از پايگاه شهيد باقري تهران بنا به تصاوير ماهواره هاي نظامي آمريكا بوده كه نمونه مشابه موشك قاره پيماي كره شمالي بنام Taepo Dong-2 مي باشد اين موشك قادر است كل اروپا را هدف قرار دهد و در همان زمان آمريكا اعلام نمود كه ايران تا سال 2015 توان ساخت موشكهايي كه آمريكا را هدف قرار دهد را داراست و فرمانده سپاه پاسداران ايران هم ضمن اين كه توان ايران را رد نكرد اعلام نمود ايران به هر گونه حمله اي واكنش سريع نشان خواهد داد و چند روز بعد از طريق منابع عربي فاش شد (ظاهرا ايران مايل بوده اين اطلاعات بدينوسيله افشا شود و نه مستقيما) ايران 60 موشك شهاب 3 را بسوي اسرائيل نشانه گرفته و آماده شليك قرار داده است.

در بعد منطقه اي ايران سعي نمود اسرائيل را در بحران فلسطين و لبنان و آمريكا را در عراق و افغانستان غرق نمايد (اين نكته را محسن رضايي سابق فرمانده سپاه پاسداران و هم اينك عضو مجمع تشخيص مصلحت و مشاور نظامي خامنه اي در اجتماع مردمي در ميدان فلسطين تهران به مناسبت آغاز انتفاضه دوم تلويحا اعلام نموده بود)

به همين منظور با حمايت از گروههاي مخالف اقدام به نا امن نمودن عراق نموده و در افغانستان با آموزش نبردهاي چريكي و نبرد كوهستان و نبرد در شب نيروهاي طالبان و حزب اسلامي و اعزام آنها به داخل افغانستان همين برنامه را در افغانستان دنبال مي نمايد همان گونه كه پاكستان هيچ گاه پشتيباني خود از طالبان را به گردن نگرفت ايران هم هيچ گاه دخالتهاي آشكار خود را با اين كه همه ميدانند به گردن نگرفته است .

بر اساس همين نظريه ها حماس را وارد نبرد با اسرائييل نمود طوري كه حماس به محض اتمام زمان آتش بس اقدام به پرتاب موشك به سمت شهركهاي يهودي نشين كرد تا حملات هوايي بالاي مواضع حماس و مواضع پرتاب موشكها آغاز گشت پس از آن هم حماس پا پس نكشيد و مدام به موشك باري خود ادامه داده است تا به 50 كيلومتري داخل اسرائيل رسيده به نحوي كه روزنامه ها آرتس چاپ تل آويو بيان داشته كه اگر اسرائييل در اين نبرد هم به مانند نبرد لبنان نتواند به اهداف خود دست پيدا كند آنگاه است كه پيروزي ايران و سوريه تكميل گشته و اسرائيل و مصر به همراه اردن و عربستان شكست خورده واقعي آن خواهند بود. و محمود عباس هم به يك مهره سوخته بدل خواهد گشت بديهي است تا زماني كه اسرائيل نتواند حرب الله و حماس را از پيش رو بردارد فكر حمله به ايران را نخواهد داشت.

روز دوشنبه هفته قبل گروه جند الله طي حمله انتحاري به پادگان سراوان در شهرستان سراوان واقع 345 كيلومتري شهر زاهدان بالغ بر 150 نظامي ايران را كشت منتها خبرگذاري ايرنا اين خبر را اين گونه نشر نموده "به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، روز دوشنبه در اثر انفجار بمبی در شهر سراوان دو نفر از مامورین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (ناجا) به شهادت رسيدند.

سرهنگ "صلاح عسگرپور" روز دوشنبه با تشریح این حادثه اظهارداشت : بر اثر انفجار این بمب همچنین 10 نفر زخمی شدند که سه نفر آنان از مردم عادی بودند.

وی افزود: به دنبال اطلاع ماموران انتظامی از ورود گروهی تروریست به خاک جمهوری اسلامی ایران با هدف انجام عملیات خرابکارانه، اقدام های لازم برای شناسایی آنان آغازشد.

او ادامه داد: ماموران با شناسایی یک دستگاه خودروی مشکوک، آن را متوقف و برای بررسی به مقر فرماندهی انتظامی شهرستان سراوان منتقل کردند.

عسگرپور بیان کرد: هنگام بازرسی ماموران، این خودرو که حامل مواد منفجره بود، منفجر شد.

وی افزود: به دنبال این حادثه دو نفر ازماموران ناجا به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و راننده خودرو مذکور نیز به هلاکت رسید. "

در حالي كه فرد انتحار كننده با خودرو حامل 500 كيلو تي ان تي مستقيما در مراسم صبحگاه به پادگان پليس سراوان وارد گشته و خودرو را انفجار داده است

حال چگونه است كه اين چنين اخبار را بسيار بسادگي عبور نموده و آنگاه حملات غزه را با آب و تاب فراوان گسترش ميدهند چرا كه امنيت خود را در گرو دامن زدن بر احساسات مردمي و ايجاد جو رواني مي بينند و گر نه دلشان نه به حال مردم فلسطين و لبنان و نه به حال مردم عراق و افغانستان نسوخته و نمي سوزد.

مگر قوم هزاره از سياستهاي همين دولت بيشترين ضربه را نخورده و بهترين جوانانش را از دست نداد طوري كه همه ميدانيم طي سالهاي 58 تا 65 بر طبق اسناد مكتوب آقاي دولت آبادي در كتاب شناسنامه احزاب بيش از 20 گروه نظامي از هزاره ها در ايران آيجاد گشته و آموزش ديدند و با اسلحه و مهمات به داخل افغانستان رفتند تا با نيروهاي روس مبارزه نمايند اما ديديد كه چگونه با درگيري بين خودشان بهترين جوانان خود را كشتند و از بين بردند و دولت ايران با آن كه ميتوانست ميانشان صلح ايجاد نمايد اما اين كار را نكرد و با تفرقه هميشه سران احزاب را وابسته به خود نگاه داشتند .

اما در اين جا باز گرديم به اصل مبحث خود يعني كله خام بودن يا نبودن هزاره ها (از جمله خودم)

سالهاي پس از خروج نيروهاي روس مصادف بود با دخالتهاي آشكار كشورهاي همسايه ايران و پاكستان در افغانستان و بعدها با فرو پاشي شوروي پاي ازبكستان و تاجيكستان كشيده شد و صد البته آمريكا ، امارات و عربستان نيز در اين تحولات دخيل بودند . و با كشته شدن احمد شاه مسعود ميرفت كه كل افغانستان تحت سيطره گروه جاهل و نژاد پرست طالبان قرار گيرد كه حوادث 11 سپتامبر موجب شد افغانستان تحت شعارهاي انسان دوستانه و جنگ بر ضد تروريسم به اشغال آمريكا در بيايد اشغالي كه اين بار نه تنها مقاومت مردمي را در پي نداشت بلكه با همكاري مردم كه از جنگ و تسلط طالبان به جان آمده بودند مواجه گشت. آنچه كه مسلم است ورود آمريكا نه براي اهداف بشر دوستانه بلكه مطابق منافع خودش و در راس آن ايجاد كمربند حائل و محاصره ايران و با از بين بردن حياط خلوت روسيه اقدام به ايجاد پايگاه در كشورهاي آسياي ميانه نمود تا هم ايران و هم روسيه را تحت كنترل و فشار قرار دهد. اين بار مقاومتي بر ضد اشغالگران ايجاد نشد بلكه تمام گروه ها و قوميتها در صدد بر آمدند تا در اين وضعيت جايگاه در خور شان خود را بدست آورند جايگاهي كه با تسلط طالبان از بين رفته و با روي كار آمدن عوامل انتخابي آمريكا و يا ورود افراد خارج نشين افغاني در حال تضعيف بود اينك زماني است كه هر كس موقعيت سنجي بيشتري داشته باشد و قوه درك مسائلش بالا باشد جايگاه بهتري كسب خواهد نمود. قوم هزاره هم از اين قاعده مستثني نمي باشد مخالفت صوري محقق با كرزي و يا پست معاونت خليلي در جاي خود هر كدام ميتواند منافع هزاره ها را تامين نمايد و مردم هزاره نبايد با ساده انديشي بازيچه افراد نا لايق قرار گيرند. به نظر بنده جامعه هزاره بايد همسو با تحولات روز افغانستان حركت نمايد و نبايد اعمالي انجام دهد كه بهانه بدست مخالفان و معاندان داده و بكل از صحنه كنار بمانند كه در آن صورت منافع كل ملت هزاره در خطر خواهد افتاد چون در آن صورت با دسيسه هاي معاندان و نژاد پرستاني همچون حزب افغان ملت نه تنها طرد شده بلكه زمينه براي تحقير و آغاز ظلم و ستم بر مردم هزاره نيز فراهم خواهد شد. اينك زماني است كه بايد هوشيار و بيدار هم خود را ببينيم و هم كشور و هم از شر دسايس فتنه افكنان خود را بدور نگه داريم. اگر ما امسال حقانيت خود را بر سر مسائل كوچي ها فرياد زديم بدين دليل است كه عنصر نا مطلوب نگشته ايم در صورتي كه تظاهرات هزاره ها جهت معضل كوچي ها را فتنه افكنان اين گونه اطلاع داده بودند كه هزاره ها قصد شورش و كودتا دارند و همه چيز براي قتل عام ملت هزاره توسط ناتو آماده بود كه با دور انديشي فتنه دشمنان به سر انجام نرسيد. منتها معضل بعدي ما همگرايي تعدادي روحاني نما با سياستهاي دولت ايران است كه از آن جمله راهپيمايي روز قدس و اين تجمع براي مردم غزه است و شعارهاي ضد آمريكايي و اسرائيلي كه سر داده شد كه در حال حاضر هيچ منفعتي براي ملت هزاره ندارد و همگرايي عده اي با مواضع ايران شايد به قيمت لگد مال شدن حقوق تمام ملت هزاره بينجامد . روحانيوني كه هنوز با استدلالات كفر و اسلام ما را به بازي گرفته درصدد تحقق منافع ايران در افغانستان هستند كه بايد به اينها گفته شود برادران بمانيد همانهايي بروند از منافع ايران دفاع كنند كه تا بحال از فيض فيوضات مرحمتي ايران مستفيض هستند چرا ملت بي چاره و صد زخم خورده هزاره

برادران هم كيش ايراني ما مردم هزاره شيعه هستيم و به مذهب خود و الگوهاي اين مذهب افتخار مي نمائييم هر چند به همين جرم سر بريده شويم و كشته شدنمان حلال قلمداد شود منتها غلام حلقه بگوش سياستها و منافع شما نيستيم.

چرا هزاره بي چاره هم در افغانستان و هم در ايران گوشت دم توپ منافع شما باشند چرا در افغانستان هزاره بايد با كفر (آمريكا) مخالفت كند و علم طغيان برگيرد و در ايران هم هر جنايتي كه از هر نژادي رخ دهد اين هزاره هاي چشم تنگ و بيني قلمي هستند كه افغاني كثيف ناميده ميشوند چرا تاوان عروسي گرفتن برادران اهل تسننمان در روز عاشورا را باز هم ما مردم پس بدهيم

اگر هم مذهب هستيم اينجا چرا نيستيم و اگر هم مسلك نيستيم آنجا چرا هستيم

چگونه است كه در اين مقولات ما به چشم ميآئييم اما تمام گرفتاريهاي همه اقوام در ايران بر دوش ما باشد.

خوب شد مراجع عظام يادشان آمد سالانه چه مبالغي توسط اين ملت محروم هزاره بابت سهم امام و غيره توسط عمالشان به نزدشان حواله ميشود و كاروان غذايي براي مردم دايكندي روان نمودند مگر اين نيست كه با اين كار قصد داريد وجهه از دست رفته تان را نزد مردم هزاره باز پس بگيريد . اگر راست ميگوييد بيائييد زماني كه دژخيمان رژيمتان زن مظلوم هزاره را كه صرف براي رهايي شوهر و تنها سرپرستش از چنگال شما التماس نموده و ماموران شما او را مورد ضرب و شتم قرار داده و حجاب از سرش كشيدند و يك چشمش را كور نمودند يك فتواي بي ارزش صادر كنيد تا جلوي اين گونه برخوردها را بگيريد. بخدا كه از سردمدارانتان تا تمام مراجعتان كه آن همه جنايت را ديدند و دم نزدند سياست بازيد .

با اين تفاسير شما خود قضاوت كنيد كله خام كيست؟ و براستي كله خام كيست؟ آيا زمان پخته شدن اين كله ها نرسيده؟

آيا آنان كه با همسويي با وقايع روز افغانستان هم موقعيت يافتند (با آن كه حقشان بيش از اين است) و هم مسير رشد ملتشان را فراهم نمودند طوري كه هنوز در طرح خلع سلاح شركت كامل نكرده اند و سلاحشان را تحويل ندادند و اگر همانها در قضيه كوچي ها نميرسيدند با سلاحهاي دور زنشان همچون پيكا و راكت كوچي ها حاضر به مصالحه نميگشتند (2)كله خامند يا ما كه پس از اين همه تجربه باز هم ما را به نام كفر و اسلام در مقابل تمام اقوام افغانستان قرار ميدهند براستي اگر ما با اين مخالفتها و شعارها در دولت آينده كنار گذاشته شويم سال آينده در مقابل كوچي ها چه خواهيم كرد آيا دولت ايران حاضر خواهد شد به حمايت از ما در روابطش با دولت افغانستان تجديد نظر كند بديهي است كه نه چون علم سياست اين گونه ميگويد "سياست وراي قواعد رئاليستي است" يعني سياست با واقعيت ها كار ندارد و آنچه اهميت دارد منافع است اعم از اقتصادي و امنيتي و...

بديهي است آمريكا و متحدانش به اين زودي افغانستان را ترك نخواهند كرد و لا اقل تا زماني كه حكومت ايران با همين گونه سياستهايش پابرجاست قصد ماندن دارد به هر طريقي چه فيزيكي و چه حكومت دست نشانده و طرفدار خودش و چه نگه داشتن پايگاه هاي نظامي و اگر روزي هم بنا شد ملت افغانستان كه در نبرد با متجاوزان سابقه درخشان دارد بر ضد اين متجاوز هم قد علم كنند به مصالحمان است كه اول نباشيم و اگر چون گذشته بخواهند از اعتقادات مذهبيمان استفاده كنند بياد بياوريم كه 90 فيصد سياستهاي همين ايران هم مخالف اعتقادات مذهبيشان است اما منافعشان اين گونه حكم ميكند كه تضاد مذهب و سياست را به نفع مصالحشان با تسامح عبور نمايند.

تمام مان بيائييم در اين ايام سوگواري به خون سيد الشهدا قسم بخوريم كه منافع قوم خود را هيچ گاه فداي منافع شخصيمان نسازيم


به هر صورت اين راهپيمايي كه روز شنبه صورت گرفت را غالبا مردمان هزاره تشكيل ميدادند ، مردماني كه هنوز فريب حرفهاي با پوشش انسان دوستانه بعضي اشخاص همچون آقاي سيد عيسي حسيني مزاري و همفكرانشان را خورده كه آبشخور مالي و فكريشان مشخص است از كجاست در اين تجمع شركت نمودند.


البته سرنوشت هزاره و مردمشان شايد براي جناب مزاري كه از سادات هستند اهميتي نداشته باشد چه سادات هميشه خود را مجزاي از هزاره و سر و گردني بالاتر از آن بحساب مي آورند و يا اگر هم اهميت داشته باشد به مقدار منافع شخصشان نباشد.

البته آقاي مزاري آن قدرها هم بي دانش نيست كه نتواند خوب را از بد تشخيص بدهد و نفهمد اصل جريان چيست و داد از نسل كشي در غزه ميزند بلكه حكم رسمي بيان اين جملات از جاي ديگري صادر شده و ايشان صرف مامورند و بي تقصير.
و گر نه كدام نسل كشي اين جمله را ايراني ها بر سر زبان انداخته و دائم بر طبق آن ميكوبند.
با آن كه تصاوير پخش شده از كودكان و غير نظاميان كشته شده بسيار تكان دهنده است منتها با توجه به آمار اين يك جنگ ساده با كمترين ميزان تلفات غير انساني است يك هفته بمباردمان با آن تراكم جمعيت غزه و كمتر از 1000 نفر تلفات غير نظامي هيچ رغمي نيست (هر چند كشته شدن يك انسان هم فاجعه اي است غير قابل جبران اما به نسبت ساير جنگها اين آمار ناچيز است) دولت آخوندي ايران كه اكنون دم از نسل كشي و اين اراجيف ميزند نه تنها دنبال توقف جنگ نيست بلكه در صدد شعله ور نمودن جنگ و برپايي انتفاضه ديگر است .
در پايان ضمن اينكه دعوت ميكنم مطلب آقاي مزاري را در اينجا بخوانيد و خود قضاوت كنيد آيا عينا همين جملات را از زبان سردمداران رژيم ايران نشنيديد؟ آيا مطالب كذب امكان دارد بدون كدام هماهنگي از زبان دو نفر طور يكسان بيرون شود يا اين حكمي مكتوب است كه همه موظف به بيان آن هستند البته اين آقايان هم در دفاع از گفتار و كردارشان دلائل بسياري ارائه ميكنند دلائلي كه بسيار انسان دوستانه و خير خواهانه معلوم ميشوند اما خودشان بخوبي ميدانند كه تمام اين احاديث جعلي است و صرف خاطر گمراهي افكار عامه مي باشد بهتر است اين آقا از خود بپرسد ايران در قضيه كوچي ها كه مظلومانه مورد تجاوز واقع گرديدند و تمام هستيشان به غارت رفت و هم اينك با مشقت فراوان در انتظار سپري شدن زمستان سخت هزاره جاتند چه ميزان همدردي نمود و چند بار از آن در رسانه هايش ياد كرد اي تف بر روي هر چه انسان دغل باز و پست است باد

از خدا ميخواهم اين آقايان را از بند ايران و سياستهاي پليدش نجات داده و دوباره آنها را به آغوش ملت هزاره افغانستان باز گرداند.

----------------------------------------------------

پي نوشتها

1- موشكهايي كه حزب الله از آن استفاده نموده پيشرفته ترين نسل از موشكهاي ماليوتكا بودند كه ساخت ايران مي باشد پس از اين كه اسرائيل توسط اين موشكها تعداد زيادي تانك را در جنگ با مصر از دست داد بسيار تلاش نمود تا منجر به ساخت تانك ميركاوا گشت اسرائيل ادعا داشت اين تانكها در مقابل موشكهاي ماليوتكا هم مقاوم است و حتي توپ 106 ميليمتري ضد تانك هم قادر به از بين بردن آن نيست . ايران كه نمونه بسيار پيشرفته و مجهز ماليوتكا را ساخته بود عملا قدرت آن را در نبرد لبنان آزمايش نمود و ديديم كه توسط همين موشك ابتدا زير دريايي مجهز اسرائيل را نابود نمود اين موشك وزني معادل 10 كيلو گرم دارد و داخل بكسي جاي ميگيرد نمونه هاي اوليه (در افغانستان هم وجود داشت و در جنگ با شوروي استفاده شد) علارغم مزاياي بسيار ضعفهاي بسياري هم داشت. از جمله زمان بالا براي آماده به شليك شدن در حدود 5 دقيقه و سرعت پائين حركت تا رسيدن به هدف تقريبا كمتر از 100 متر در ثانيه اما نمونه ساخت ايران علاوه بر وزن 8 كيلويي برد بسيار زياد در حدود 3000 متر و قدرت آتش و نفوذ بسيار بالا زمان اندكي كمتر از يك دقيقه را براي آماده شليك شدن احتياج داشت و از سرعت 300 متر در ثانيه برخوردار بود اين موشك در اين نبرد با موفقيت آزمايش خود را پس داد و نيروهاي حزب الله براحتي توانستند ابهت تانكهاي ميركاوا را لگد مال كنند اين موشك توانست به ميزان 80 سانتيمتر در اين تانكها نفوذ نمايد

2- بنده اهل منطقه خوات غزني هستم و سبب نزديكي به منطقه مورد تهاجم كوچي ها مدام در ارتباط بودم بر طبق اظهارات شاهدان منطقه بهسود و دايميرداد در زمان طالبان با شيطنت اهالي خود محل تمام سلاحهايشان توسط طالبان جمع آوري گشته بود (بسوزد قبر كسي كه واژه هايي چون سي يال و اودورزاده را در بين هزاره ها باب نمود كه اينچنين هر كس تيشه به ريشه همسايه اش و در حقيقت خودش بزند) خسارات فراوان ديدند اولين نيروي حمايتي از سوي زابيد اكبر قاسمي اعزام شد و دومين نيروها از سوي محقق منتها چيزي كه مشهود بود اين بود كه كوچي ها كه در بينشان طالبان هم بودند داراي پيكا و راكت بودند و همين فير پيكا كه جهت ترساندن مردم محل انجام ميشد سبب گشت مردم خانه و كاشانه خود را رها سازند منتها نيروهاي هزاره فاقد اين اقلام بودند اما نيروهاي كمكي دوستم كه رسيدند هم پيكا و هم راكت داشتند و هم مرمي به اندازه كافي شخصي كه خود حضور داشت تعريف ميكرد كه در ابتدا كوچي ها از دور و بصورت ايستاده با خيال راحت اقدام به تير اندازي با پيكا مينمودند و ميدانستند كه برد كلاشينكف به آنها نميرسد اما با يگ شاجور فير پيكا تمام كوچي ها در هر حالت فرود نمودند و ديگر سري پيدا نبود


|
2

مستند سازي جنايات ايران

Posted by زولانه on ۲۳:۱۰ in , ,
دولت ايران با احداث اردوگاه هاي تل سياه زاهدان و سنگ سفيد مشهد گوانتانامو را از بسيار سال قبل براي اتباع افغانستان در ايران ايجاد نمود.
اين دو اردوگاه كه بعدها با ايجاد عسكر آباد تعدادشان به 3 رسيد نقش بسيار مهمي در ايجاد نفرت و انزجار افغانيان نسبت به دولت جمزوري منفور آخوندي ايران داشت.
تعداد افرادي كه با امراض رواني و از دست دادن مشاعر به سبب شكنجه هايي كه در تل سياه مي گشتند به افغانستان عودت مي نمودند بسيار بيش از قربانيان جنگ داخلي بود
در سنگ سفيد هم شكنجه ها دوام دار و بسيار طاقت فرسا بود و اين رژيم سراپا نجس در دو نوبت يكي به سال 1373 و ديگري به سال 1377 اقدام به قتل عام دسته جمعي مهاجران به توسط چرخ بال و مسلسلهاي مجهز نمودند كه در سال 1373 به شمول 2500 تن به قتل رسيدند و در سال 1377 به تعداد بيش از 600 تن و تمام اين اجساد در گورهاي دسته جمعي به خاك سپرده شدند كه تلاش مجامع بين المللي براي افشاي اين گورها به جايي نرسيد.
هنوز هيچ مقامي از كشور افغانستان خواستار توضيح از جانب دولت ايران نگشته اند و گويا چيزي كه براي اين سردمداران اهميت ندارد جان اتباع كشورشان در ساير كشورهاست.
چندي قبل هم بيش از 30 تبعه افغان در شيرازجان باختند كه بدون كدام واكنش از سوي مقامات افغاني چه در داخل و چه در سفارت غائله با داغدار شدن 30 خانوار ختم بخير شد.
اما گويا به تازه گي اقدامات روشنگرانه در زمينه اين جنايات در دست است كه پيشقدم آن هم هنرمندان هنر هفتم مي باشد.
اصل خبر به نقل از روزنامه 8 صبح با عنوان فلم «سفید سنگ» قربانیان ازلی در ذيل آورده شده
در سال 1377 نیروی نظامی ایران 630 تن از افغان های زندانی در اردوگاه «سفید سنگ» را قتل عام کرد. زندانیان که همه به جرم افغان بودن برای زمان نامحدودی در آن اردوگاه نگهداری می شدند، آن سال به خاطر وضعیت بسیار وحشت ناک اردوگاه دست به احتجاج زدند. دولت ایران با فرستادن هلیکوپترهای نظامی، تمام زندانیان را به رگبار بست و پس از چندی بر روی گور دسته جمعی آنان یک سرک قیرریزی شده اعمار کرد. از میان زندانیان اما، جمعی نیز توانستند پنهان شوند و یا فرار کنند؛ از آن میان داوود عظیمی است که حالا در فلم «سفید سنگ» به عنوان یکی از بازیگران اصلی حضور دارد.
در فلم «سفید سنگ» داوود وهاب تهیه کننده، زبیر فرغند، کارگردان و همایون پاییز بازیگر نقش اول آن اند. تیم فلم ساز در شمال کابل اردوگاه «سفید سنگ» را بازسازی کرده اند و تمام حوادث فلم نیز در همان جا فلم برداری می شود. بودجه ی 300هزار دالری فلم از سوی یک موسسه ی امریکایی پرداخت شده است. جالب این جاست که محل فلم برداری این فلم فقط کمی با پایگاه هوایی بگرام فاصله دارد، جایی که نظامیان امریکایی زندانیان افغان را در آن جا نگهداری می کنند.
تلاش زیادی صورت گرفته است تا فلم «سفید سنگ» از هر نگاه بتواند تصویری باشد از آن واقعه ی مخوف سال 1377 که اتفاقا کسان زیادی از آن خبر ندارند. واقعه ای که گزارشگر روزنامه ی «اندیپندنت» آن را کاملا هالیوودی می خواند و در شماره ی 20 نوامبر آن روزنامه درباره ی آن فلم می نویسد: «داستان بزرگی که می شود از آن فلم بزرگی ساخت». تهیه کننده ی فلم به اندیپندنت گفته است: «ما تمام این اردوگاه، به شمول سیم های خاردار، دیوارهای سمنتی و تمام جزییات دیگر را بازسازی کردیم، حتا با مواد فاضله ی ساختگی کف اتاق ها را پوشاندیم». با وجود مخارجی که در طراحی صحنه، و تهیه امکاناتی همچون کمره ی 35 ملی متری، وسایل حرکتی فلم برداری و نورپردازی شده است، اما می شود از زبیر فرغند یک فلم خوش ساخت و قابل قبول انتظار داشت؟
زبیر فرغند با آن که از نام های نسبتا قدیمی در سینمای افغانستان به حساب می آید، مگر دستاوردهایش به اندازه ی سال هایی که در سینمای کشور فعالیت داشته است، نمی رسد. او قبلا چند فلم اکشن ارزان قیمت ساخته است که معلوم نیست تا چه حد او را آماده ی رهبری یک فلم بزرگ کرده است.
این فلم در کنار داستان قتل عام افغان ها (یا «افاغنه» آن طوری که دولت ایران می خواند) داستان دیگری را نیز خواهد گفت؛ داستانی را که شاید در فلم نبینیم، اما آن را با تماشای فلم درخواهیم یافت: داستان ناگفته و ناگفتنی رنج افغان های مقیم ایران. این فلم اولین گام بزرگی است برای بازگویی قصه های مهاجرت. آن چه در اردوگاه های ایران بر سر افغان ها می گذرد، بخشی از تراژدی بی پایانی است که میلیون ها انسان بی صدا نقش قربانیان ازلی آن را بازی می کنند. حکومت نژادپرست ایران با تبلیغ نفرت و دگرستیزی در میان مردم ایران، زندگی افغان ها را عملا به یک کابوس شبانه روزی تبدیل کرده است. این فلم بدون شک نمی تواند تصویر کاملی از 30 سال مهاجرت افغان ها در ایران باشد؛ اما کم ازکم فتح بابی می تواند باشد بر این موضوع، موضوعی که بدون شک بخشی از تاریخ معاصر ملت افغانستان به حساب خواهد آمد.
در ایران با آن که چهار میلیون افغان زندگی می کنند، و به نحوی افغان ها بخشی از واقعیت جامعه ی ایرانی است، اما بسیار کم اتفاق افتاده است که سینماگران ایرانی به زندگی آنان بپردازند. مشهورترین فلم در این باره، فلم تحسین شده ی «باران» از مجید مجیدی است که تلاشی است برای به پرده آوردن زندگی واقعی اشباح فلک زده ای بنام «افاغنه». اما این فلم و امثال آن، در برابر موج تبلیغات ضد افغانی تلویزیون ها و مطبوعات حکومتی ایران بسیار ناچیز است.
بسیاری از بازیگران فلم «سفید سنگ» افغان های مهاجری هستند که از ایران برگشته اند و به خوبی می توانند زبان فارسی را با لهجه ی ایرانی صحبت کنند. داوود عظیمی که نقش یک پولیس ایرانی را به عهده دارد، به گزارشگر اندیپندنت گفته است: «من احساس خوبی دارم از این که در یونیفورم پولیس ایران هستم. من همه ی این ها را زندگی کرده ام و حالا دوباره آن را به خاطر می آورم و به دنیا نشان خواهم داد که آنها همین فاجعه را بر سر ما آوردند». همایون پاییز قهرمان «سفید سنگ» در پایان فلم می میرد؛ با آن که قتل عام شش ساعته ی سفید سنگ مثل یک حادثه ی هیجان انگیز هالیوودی به نظر می رسد، اما در فلمی که بر اساس آن ساخته شده است، چگونه یک قربانی می تواند نقش قهرمان را بازی کند؟ در سفید سنگ هیچ کسی قهرمان نیست، همگی قربانی اند، قهرمان آن بالا در هلیکوپتر نشسته است.

|
0

آن خود پسندی و این چشم تنگی

Posted by زولانه on ۲۳:۰۶ in , ,
اگر شما در ایران باشید به وضوح از تبلیغاتی که در رسانه ها میشود در می یابید که سردمداران ایران با چه آب و تابی به خود بزرگ بینی ایرانیها دامن میزنند.و واقعا مردم ایران هم باورشان گشته که مردم ایران مهربانترین و خونگرم ترین و مهمان نواز ترین و شریفترین و صد البته با فرهنگترین و نجیبترین و ... انسانهای روی زمین هستند. و شاید اگر پیامبر در عربستان نمی بود حتما از ایران بر میخواست. تبلیغات تا حدی است که شخصی که پایش را از ایران بیرون نگذاشته گمان میکند در خارج از ایران مردم همه به جان هم افتاده اند و گوشت یکدیگر را پاره میکنند.

این مقوله مربوط به خودشان است بمان این گونه فکر کنند و این گونه باور نمایند و مثال کبک سرشان زیر برف بماند اما قطعا زمانی که سرشان بیرون آمد خواد فهمیدند که ندیدن دنیا به معنی آن نیست که دنیا هم آنها را نمی بینند.

چندین سال است بحث زعفران ایران هر ساله مدتی گرم میشود و جمله صحبتها سر این است که زعفران ایران به طور فله از ایران صادر گشته و کشور اسپانیا با بسته بندی ُ آن را بنام خود صادر میکند تا این جا ارتباطی به ما ندارد اما در دو سه سال اخیر بحث کشت زعفران در افغانستان و بالخصوص در هرات باعث پریشانی مقامات ایرانی گشته است که این مطلب را طوری باز گو میکنند که بوی حسادت و چشم تنگی از آن به وضوح به مشام میرسد.

گیاه زعفران

یک روز جنجال که افغانستان پیاز زعفران را از ایران طور قاچاق به افغانستان انتقال داده

روز بعد ادعا که زعفران ایران توسط شرکتهای افغانی بنام افغانستان صادر میگردد

این ادعاها از سوی مسئولان ولایت خراسان رضوی ایران صورت میگیرد چون شهر تربت حیدریه ایران که منبع اصلی کشت زعفران است در این ولایت قرار دارد

این که گفته شده پیاز زعفران از ایران به افغانستان برده شده شاید درست باشد اما این عمل توسط تجار صورت نگرفته بلکه توسط همان کارگران افغانی بی چاره ای که بدون کدام امکانات مناسب زندگی و ماهها در خیمه و در بیابانهای تربت حیدریه ساکن بودند و با کمترین دستمزد کار میکردند به افغانستان انتقال داده شده است که نه بلکه در این سالها ایران از زور بازو و خستگی بدنهای افغانیهایی که عمده کارگران زمینهای زعفران در تربت حیدریه بودند بنام خود استفاده نموده و حتی یک بار از وضعیت مشقتبار کارگران این گونه زمینها که کیلومترها با شهر فاصله دارند و کارگران ماهها رنگ آدمیزاد را نمی بینند صحبتی به میان نیاورده اند.از این که چگونه زنان و دختران افغانی برای وجین این زمینها عرق ریخته و جوانیشان را تباه نمودند هیچ کدام صحبتی به میان نیامده آقایان بهتر است حرفشان را این طور اصلاح نمایند که زعفران کشت شده کارگران افغانی که توسط ایرانیها به فروش میرود ۸۰ فی صد زعفران دنیاست.

حسين سابقي ـ مدير باغباني سازمان جهادکشاورزي خراسان رضوي چندی قبل گفته بود زعفران افغانستان کیفیت پائینی دارد و قابل رقابت با ایران نیست او با لحن زننده ای همراه تمسخر گفته بود هر زماني که سطح زيرکشت زعفران در افغانستان به 57 هزار هکتار رسيد و کيفيت فعلي زعفران ايران را به دست آورد، شاهکار کرده است!!!

البته این آقا فراموش نموده که اگر روزی افغانستان بر آبهای هیرمند و هریرود مسلط شود و توسط سد آب را برگرداند این آقا این ۵۷ هزار هکتار زمین را از گور چه کسی آبیاری خواد کرد و نیز باید به این انسان نیمه عاقل گفته شود که آدم : کیفیت را چند سال بعد به تو نشان خواهم داد زمانی که کارگران افغانی از زمینهای شما بروند و خود زمینهایشان در افغانستان را کشت کنند زمانی که دختران و زنان افغانی نباشند تا زمینهایتان را از علف هرز پاک نمایند آنگاه که زعفران محصول دست و بازوی ایرانی به ثمر نشست و زمانی که تحقیقات محققان هلندی با کشت سلولی زعفران در افغانستان به نتیجه نشست آنگاه مفهوم کیفیت را خواهی دید پس باش تا صبح دولتت بدمد

هیچ نمیفاموم این همه چشم تنگی و عقده و حقارت را این ایرانی ها چگونه در دل جای داده اند و نترکیده اند.

چرا با خود فکر نکرده اند که انار ساوه امروز که نامدارترین انار ایران شده نهالش از کجا آمد؟

مگر نه این که آن را کارگران افغانی از قندهار به ایران آوردند و خودشان کشت کردند و به ثمر نشاندند و حال به نام ایران شده؟

مگر نه این که نهال توت سفید هرات را همین کارگران افغانی به تهران انتقال داده بودندو پیوند زدندو گر نه توت ایران همان سیاه دانه های پوندیده بود .

اینان حتی به خروسهای افغانستان که موسوم به خروس لاری هست هم رحم نکردند و آنها را هم درخواست دادند تا رفقای افغانیشان در بازگشت با خود بیاورند.

و اکنون که تمام شبکه فاضلاب تهران به دست غالب برادران ازبک و هراتی ما با تلفات روزانه حداقل ۲ نفر ایجاد شده کدام مسئول از خدمات این کارگران از جان گذشته یاد میکنند.کدامشان یاد میکنند که هیچ گونه پیسه بابت مرگ این کارگران به خانواده آنها چه از سوی مراجع بیمه ای و چه کارفرما و چه پیمانکار پرداخت نگشته کجاست آن سفیر بی غیرت افغانستان در تهران که از خون اتباع خود در ایران دفاع نماید.

کارگرانی که بدون حمایت بیمه و صاحب کار جان خود را کف دست نهاده و در خاکهای سست و ماسه ای تهران تونل حفر نمودند تا تهران صاحب فاضلاب شهری شود.


|
0

فكري به حال شهوت آمريكايي ها كنيد

Posted by زولانه on ۲۲:۳۶ in ,

اخيرا روزنامه واشنگتن پست در گزارشي اعلام نموده است كه 90 في صد افسران زن آمريكايي در افغانستان در طول خدمت خود توسط همقطاران مرد خود مورد تجاوز و سو استفاده جنسي قرار گرفته اند.كه اين مطلب از لحاظ روحي اين افسران زن را در وضعيت وخيمي قرار داده است .

اين گزارش چند نكته را در بر دارد

اول اين كه اشتهاي جنسي افسران مرد آمريكايي سيري ندارد
طوري كه در جنگ ويتنام آمريكايي ها تايلند را مركز فحشا نمودند تا از اين طريق ميل جنسي سربازان خود را ارضا نمايند كه اين مورد تا هنوز گريبانگير كشور تايلند هست طوري كه كشور تايلند بيش از هر كشور در جنوب شرق آسيا مبتلايان به ايدز را دارا مي باشد. اكنون تايلند مركز همجنس بازان جهان گرديده به طوري كه شما با هزينه اندك مي توانيد شب را در كنار پسران يا دختران خردسال سپري نموده و به هر طريقي اميال جنسي خود را تخليه نمائييد.عدم آزمايش و زمانبر بودن آزمايشات مبتلايان به ايدز باعث گرديده از سراسر جهان اين گونه افراد پا به تايلند گذارده و باعث پخش اين بيماري در جامعه تايلند گردد

آمريكايي ها جهت سربازان خود كابل را هم به مقري براي فاحشه هاي چيني و تايلندي بدل نموده تا سربازان اين كشور در اين گونه مراكز كه خاص خارجيان است به سبك اروپا و آمريكا بر اميال جنسيشان فائق شوند.

اين كه در اين گزارش قيد شده 90 في صد سربازان زن آمريكايي از سوي همقطاران خود مورد تجاوز واقع گرديده اند كذبي است كه خود ساخته و پرداخته اند.

زيرا زنان سرباز نيز داراي ميل جنسي بوده و چون زمينه جهت غلبه بر اين ميل در داخل افغانستان مهيا نيست دست به دامان همقطاران مرد خود گرديده اند مگر اين زنان قديسه هستند كه ميل جنسي خود را سركوب نمايند.

و حال بيابيد كه بر اساس چه سياستي اين گونه مظلوم نمايي براه انداخته اند شايد به دولتمردان خود گوشزد مي نمايند كه جهت جلوگيري از اين گونه حوادث بايد تايلند ديگري را در افغانستان ايجاد نمايند.

تصاوير زير گوياي اين واقعيت است كه خود اين زنان هم قلبا تمايل به انجام اين چنين روابطي داشته و دارند و گر نه وجود تصاوير محرك جنسي در اطاق استراحت زنان و يا آرايشهاي غليظ اين زنان را چگونه تفسير خواهيم نمود.

سربازان زن آمريكايي خود تمايل به رابطه جنسي با همقطاران خود دارند

وجود انواع و اقسام تفريحات باز جوابگوي نياز زنان افسر آمريكايي به رابطه جنسي را از بين نمي برد

نصب تصاوير عريان زنان در اطاق استراحت افسران زن نمايانگر تمايل آنان به رابطه جنسي نيست؟

چه ضرورتي جهت آرايش سنگين در پادگانهاي نظامي براي زنان وجود دارد؟


|

Copyright © 2009 از ديار غربت All rights reserved. Theme by Laptop Geek. | Bloggerized by FalconHive.